انواع قراردادهای رایج صنعت نفت
یکی از پیچیدهترین و مهمترین مباحث در حوزه نفت و گاز مربوط به انواع قراردادهای نفتی است. قراردادهای نفتی بستری برای تجارت بین المللی محصولات نفتی است. قراردادها با توجه به نوع تجارت و موقعیت طرفین قراردادی در هر کشور متفاوتند. اما کلیه انواع قراردادهای موجود در حوزه نفت و گاز دارای ویژگیهای ذاتی مشترک هستند. به همین منظور در این مقاله به توضیح کلیاتی راجع به انواع قراردادهای صنعت نفت و وجوه تمایز آنها میپردازیم.
هدف از انعقاد قرارداد های نفتی چیست؟
امروزه با توجه به پدیده جهانی شدن میزان تجارت جهانی نیز افزایش یافته است. یکی از مهمترین محصولاتی که زندگی بشر وابسته به آن میباشد محصولات نفتی و مشتقات آن است. کشورهای تولیدکننده نفت که عمدتا دارای اقتصاد تک محصولی هستند به منظور کسب درآمد محصولات نفت و پتروشیمی خود را صادر میکنند.
در کنار فروش نفت خام یا مشتقات آن قرارداد های دیگری نیز برای کسب سود در این حوزه وجود دارد. برای مثال، دولت های نفتی قراردادهای طراحی و ساخت پتروشیمی یا نیروگاه با شرکتهای خصوصی خارجی منعقد میکنند. هدف عمده این دولت ها افزایش استخراج نفت و پیشرفته کردن روند تولید مشتقات نفتی است. زیرا از این طریق می توانند بخش بیشتری از بازار جهانی را تصاحب کرده و ارزآوری بیشتری داشته باشند.
انواع قراردادهای صنعت نفت کدامند؟
در یک تقسیمبندی انواع قراردادهای صنعت نفت و گاز به دو دسته قراردادهای توافقمحور و قراردادهای امتیازی تقسیم میشوند. در قراردادهای امتیازی اجازه بهرهبرداری و یا پروانه بهرهبرداری و یا اجاره بین طرفهای قرارداد بسته میشود. بعلاوه نوعی سود مالکانه برای دولت طرف قرارداد در نظر گرفته میشود.
قرارداد های توافق محور خود دسته بندی های متفاوتی دارند. برخی از آنها مشارکتی و برخی دیگر خدماتی محسوب میشوند. قراردادهای نفتی مشارکتی خود به مشارکت در تولید و مشارکت در سرمایهگذاری تقسیم میشوند. در ادامه به بررسی مهمترین و رایج ترین قرارداد های حوزه انرژی میپردازیم.
قراردادهای بیع متقابل(Buy Back Agreements)
قرارداد بیع متقابل یا قرارداد بایبک از جمله قراردادهای خرید خدمت دسته بندی میشوند. قراردادهای بیع متقابل نفتی معمولا بلند مدت هستند که از حداقل ۳ سال تا حداکثر ۲۰ سال ادامه پیدا میکنند. در قرارداد بیع متقابل یک شرکت سرمایه گذار خارجی وظایف پیمانکار اصلی را برعهده دارد. شرکت سرمایهگذار هزینه تجهیز پروژه را از طریق انتقال سرمایه و فراهم آوردن تجهیزات مناسب برای طرف دیگر فراهم میکند. قراردادهای بیع متقابل در ایران بسیار پرطرفدار هستند. زیرا با انعقاد این نوع قرارداد هم جذب سرمایه و هم جذب فناوریهای نوین و پیشرفته توامان صورت میگیرد. در پایان مهلت قراردادی همه حقوق و مالکیت تجهیزات و تولیدات پروژه را کارفرما در اختیار میگیرد و مالک شناخته میشود.
قرارداد بیع متقابل در شرایط ویژه اقتصادی مثل زمان تحریم باعث انتقال سرمایه و فناوری و تربیت نیروی انسانی در کشور های کمتر توسعه یافته میشود. در دهه 70 ایران از این نوع قرارداد برای افزایش بهرهوری تولیدات صنایع انرژی خود استفاده کرد. برای مثال میتوان به قراردادهای بیع متقابل ایران با شرکت شل و شرکت توتال در توسعه میادین انرژی اشاره کرد.
قراردادهای IPC (Iran Petroleum Contracts)
IPC مخفف قراردادهای جدید نفتی ایران است. ظاهرا این قرارداد نفتی شکل پیشرفتهتر قراردادهای بیع متقابل هستند. در مورد ماهیت حقوقی این قراردادها اختلاف نظر وجود دارد. سه دیدگاه در مورد ماهیت قراردادهای IPC مطرح میگردد:
قراردادهای اداری و تحت نظر قوانین و مقررات داخلی دولت میزبان.
ماهیتی خصوصی بر اساس ماده ۱۰ قانون مدنی.
دارای خصیصهای بینالمللی با نگرشی فراملی هستند.
از مهمترین تفاوت های IPC با بیع متقابل، بحث حضور پيمانكار در دوره استخراج است. در این قرارداد میزان دستمزد پيمانكار بر اساس ميزان توليد تعیین میشود. میزان تولید به عوامل مختلفی قيمت نفت و نوع ميدان شناور وابسته است. بر طبق قراردادهای IPC اکتشاف، تولید، توسعه، بهره بردای و فروش نفت و مالکیت مخازن به مدت ۲۵ سال به طرف خارجی واگذار میشود. سود نصف محصول به شرکت سرمایهگذار خارجی میرسد. همچنین ایران به هر علتی مانند درخواست اوپک، به منظور تغییر میزان برداشت از میادین باید با مشورت شرکت خارجی عمل کند.
قراردادهای EPC (Engineering, Procurement, Construction)

قرارداد EPC (مهندسی، تامین تجهیزات، اجرا) از انواع قراردادهای پیمانکاری ساختمان است. در گذشته معمولا در طرحهای بزرگ صنعتی از قراردادهایی استفاده میشد که در آن کارفرما و پیمانکار از طریق یک فرد واسط عمل میکردند. این فرد واسطه مشاور بود که از طریق آن اجرای پروژه انجام میگرفت. در این نوع قراردادها معمولا اجرای پروژه به شدت طولانی میشد. زیرا در اکثر موارد طراحی و نحوه ساخت هماهنگی لازم را نداشتند. همچنین اصلاح و بازنگری طراحی در زمان شروع اجرای طرح تقریبا غیر ممکن بود. به همین دلیل کمکم این در قراردادها از تخصص شرکتهای پیمانکاری استفاده شد. یعنی در این قرارداد کارفرما نقش دارد اما مراحل طراحی، ساخت و اجرا بر عهده پیمانکار است
در حال حاضر قراردادهای EPC رایجترین قراردادهای پیمانکاری در حوزه انرژی و نفت هستند. قراردادهای طراحی، ساخت و اجرا معمولا سریعترین روش برای اجرای هماهنگ طرح و ساخت هستند. همچنین این قراردادها باعث صرفه جویی در هزینه و زمان میشوند. سرعت در این پروژهها معقول است و پرداختها هم به موقع انجام میگردد. در این قرارداد کارفرما و مشاورین باید به توانمندی و تجربیات پیمانکار اعتماد کامل داشته باشند. بنابراین به طور کلی در کار پیمانکار دخالتی انجام نمیشود. . این قراردادها به دلیل یکپارچگی خدمات محبوبیت زیادی در پروژه های صنعتی از جمله صنعت نفت و گاز دارند.
اجزای اصلی قرارداد EPC
قرارداد EPC شامل سه بخش اصلی است که تمام مسئولیت آنها به پیمانکار منتقل میشود
مهندسی (Engineering – E): شامل طراحی، مهندسی تفصیلی و تهیه نقشهها، اسناد و مدارک فنی مورد نیاز پروژه.
تدارکات (Procurement – P): شامل خرید، تأمین تجهیزات، ماشینآلات، مواد و مصالح مورد نیاز پروژه.
ساخت (Construction – C): شامل اجرا، نصب و راهاندازی نهایی عملیات ساختمانی و تأسیساتی پروژه.
ویژگی های مهم قراردادهای EPC
مسئولیت جامع پیمانکار: پیمانکار تمام جنبه های پروژه را مدیریت میکند.
قیمت ثابت: هزینه پروژه از ابتدا مشخص است.
زمانبندی مشخص: تاریخ تکمیل پروژه به صورت دقیق تعیین میشود.
تضمین عملکرد: پیمانکار موظف به ارائه عملکرد مطابق با استانداردها است.
انعطافپذیری در تغییرات: امکان اعمال تغییرات محدود در پروژه وجود دارد.
این نوع قراردادها بیشتر در پروژههای بزرگ، پیچیده و زیربنایی (مانند پروژههای نفت و گاز، پتروشیمی، نیروگاهی و صنایع سنگین) مورد استفاده قرار میگیرند.
مزایا و معایب قراردادهای EPC
قراردادهای EPC به دلیل ساختار یکپارچه و مسئولیت واحد مزایای بسیاری دارند اما معایبی نیز به همراه دارند که باید در نظر گرفته شوند.
مزایای قراردادهای EPC
مدیریت یکپارچه: ک پیمانکار تمام جنبه های پروژه را مدیریت میکند.
سرعت بالا: یکپارچگی خدمات باعث تسریع در اجرای پروژه میشود.
شفافیت در هزینه و زمان: قیمت و زمان بندی از ابتدا مشخص است.
معایب قراردادهای EPC
هزینه بالاتر: به دلیل انتقال ریسک به پیمانکار، هزینه ها ممکن است افزایش یابد.
کنترل محدود کارفرما: کارفرما نظارت کمتری بر جزئیات پروژه دارد.
انواع قراردادهای EPC
جدول زیر انواع قراردادهای EPC و توضیح مختصر آن ها را نشان می دهد

(Engineering, Procurement, Construction, Commissioning) EPCC
قرارداد EPCC یک مدل “کلید در دست کامل” (Full Turnkey) در پروژههای بزرگ زیرساختی و صنعتی، بهویژه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی است، که در آن پیمانکار اصلی مسئولیت کامل مهندسی، تأمین کالا، ساخت و نصب، و همچنین راهاندازی (Commissioning) نهایی واحد را برعهده میگیرد. در این مدل، ریسک فنی و عملکردی پروژه به حداکثر میزان ممکن به پیمانکار منتقل میشود؛ پیمانکار موظف است نه تنها ساخت فیزیکی پروژه را به پایان برساند، بلکه باید فرآیند پیچیده راهاندازی (از تستهای سرد و گرم تا آزمایشهای عملکردی) را نیز انجام دهد و تضمین کند که واحد ساخته شده با ظرفیت و مشخصات تعیین شده و کاملاً عملیاتی به کارفرما تحویل داده شود تا کارفرما عملاً یک واحد تولیدی آماده به کار تحویل بگیرد.
مثال پروژه EPCC : ساخت پالایشگاه جدید نفت
تصور کنید دولت یا یک شرکت ملی نفت قصد ساخت یک واحد جدید پالایشگاهی را دارد. کارفرما قراردادی از نوع EPCC با یک کنسرسیوم بزرگ بینالمللی منعقد میکند. بر اساس این قرارداد:
Engineering مهندسی: در این مرحله از پروژه، مدارک، اسناد و نقشههای مورد نیاز جهت طراحیهای آتی، خرید تجهیزات و مواد و نصب و اجرای مواد و تجهیزات انجام میگیرد. در این مرحله معمولا پیشرفت پروژه بر اساس مراحل طراحی و میزان نفرات و ساعت لازم جهت تکمیل طراحی برنامه ریزی و کنترل میشود.
Procurementتأمین کالا : در این مرحله اقلام ، تجهیزات و مواد مورد نیاز جهت اجرای پروژه تهیه میگردد. در این مرحله معمولا پیشرفت پروژه بر اساس مراحل خرید و هزینه (در برخی موارد زمان یا ترکیبی از هزینه و زمان) لازم جهت تکمیل خرید برنامه ریزی و کنترل میشود.
Construction ساخت و نصب: در این مرحله تجهیزات و مواد پروژه نصب یا اجرا میگردند. در این مرحله معمولا پیشرفت پروژه بر اساس حجم و مقادیر کاری لازم جهت تکمیل خرید تجهیزات صورت میگیرد.
Commissioning راهاندازی: اینجاست که EPCC کامل میشود. پس از اتمام ساخت، پیمانکار مسئول انجام تستهای سرد و گرم، تزریق مواد اولیه، راهاندازی اولیه واحد و انجام آزمایشهای عملکردی نهایی (Performance Tests) برای اطمینان از دستیابی به ظرفیت تولید و کیفیت محصول مورد نظر کارفرما پیش از تحویل کامل است. کارفرما یک پالایشگاه آماده به کار تحویل میگیرد.
2- (Engineering, Procurement, Construction, Finance) EPCF
مدل EPCF علاوه بر مسئولیتهای کامل مهندسی، تأمین کالا و ساخت (EPC)، مسئولیت تأمین مالی (Finance) پروژه را نیز بر عهده پیمانکار اصلی یا کنسرسیوم پیمانکاری میگذارد. این مدل قراردادی بهویژه در پروژههایی که کارفرما یا دولت مربوطه با محدودیت جدی در تأمین سرمایه اولیه مواجه است یا قصد دارد از منابع مالی خارجی استفاده کند، مورد استفاده قرار میگیرد. در این حالت، پیمانکار EPCF موظف است بخش عمدهای از سرمایهگذاری مورد نیاز (از طریق تسهیلات بانکی، فاینانس خارجی یا منابع خود) را تأمین کند و به این ترتیب، ریسک مالی و اعتباری پروژه را به صورت همزمان با ریسک اجرا متحمل شود که این موضوع پیچیدگیها و الزامات قانونی و مالی قرارداد را به طور چشمگیری افزایش میدهد.
مثال برای EPCF: ساخت یک نیروگاه برق بزرگ
فرض کنید یک شرکت خصوصی تولید برق (Independent Power Producer – IPP) قصد ساخت یک نیروگاه سیکل ترکیبی را دارد اما بخش بزرگی از سرمایه اولیه را در اختیار ندارد. در این حالت، یک قرارداد EPCF منعقد میشود:
E, P, C (مهندسی، تأمین کالا، ساخت): پیمانکار همانند حالت EPCC مسئول طراحی، تأمین تجهیزات اصلی (توربینها و ژنراتورها) و ساخت کامل نیروگاه است.
Finance (تأمین مالی): مهمترین جزء، تأمین مالی است. پیمانکار EPCF که اغلب خود با همکاری یک بانک یا مؤسسه مالی بینالمللی در کنسرسیوم حضور دارد موظف است ۷۰ تا ۸۰ درصد از کل سرمایه مورد نیاز پروژه را از طریق اخذ وامهای بینالمللی یا سایر ابزارهای مالی تأمین کند. این تأمین مالی معمولاً تا چندین سال پس از بهرهبرداری پروژه به صورت بدهی بر عهده پیمانکار و یا شرکت پروژهای که تأسیس کردهاند باقی میماند. این مدل امکان اجرای پروژههای عظیم زیرساختی را برای دولتها یا کارفرمایانی که مشکل نقدینگی دارند، فراهم میسازد.